أحمد بن أخي ناطور الأفلاكي
29
مناقب العارفين ( فارسى )
نكرد ؛ فرموذ كه ائمّه را مدرسه و شيوخ را خانقاه و امرا را سراى « 1 » و تجّار را خان و رنود را زوايا و غربا را مصطبه مناسب است ؛ همانا كه در مدرسهء التونپا « 3 » نزول فرموذ ، و گويند هنوز در قونيه غير آن مدرسهء ديگر نبوذ و باروى شهر « 4 » را نساخته بوذند چنانك رسم سلاطين و اكابر زمانست ، انواع نزلها از نقد و جنس و غيره فرستاذند و از هيچ كس چيزى قبول نكرد كه اموال شما مغشوش و مشكوك است و مرا به قدر كفايت اسبابى هست و هنوز از مال ميراث آبا و اجداد ما كه از غنائم غزا حاصل كرده بوذند دارم ؛ همگان از كمال تقواى صدّيقانه و استغناء او تعجّب كردند و به صذهزار صدق و اخلاص ارادت آورده زن و مرد مريد شذند و سلطان اسلام با وزرا و خواصّ خويش درين حال حيران مىشذند گويند دران زمان دو جوان مقبل مريد مقبول ايشان شذه بوذند ، يكى خبّازى مىكرد و يكى قصّاب بوذ ، و بهر يكى هزار دينار داذه بوذ تا راتب مطبخ درويشان را على الدوام مهيّا و مرتّب دارند و بذان مقدار تعيّش مىكردند
--> ( 1 ) سراى ZK : سارا B ( 3 ) مدرسهء التونيا : اين مدرسه حالا در قونيه موجود است ، ولى به موزه تبديل شده است ( 4 ) باروى شهر . . . بوذند : افلاكى درين مطلب نيز اشتباه دارد ، زيرا كه باروى شهر قونيه در سال 618 ساخته شده است و آمدن بهاء الدين ولد بقونيه در سال 626 بود ( ر . ك به . , trauH . lC , rueniM - eisA'd ebara eihpargipE نمره 48 ، ص 75 ؛ ولدنامه ص 192 ؛ AI ، ج 3 ، ص 54 ) .